رقابت نفسگیر قدرت هوایی و پدافند در دوران جنگ سرد (1970-1945 )

از مجموعه سیر تحول جنگ‌ افزار و راهبرد نظامی متعارف

این قسمت: رقابت نفسگیر قدرت‌هوایی و پدافند در دوران جنگ سرد ( 1970-1945 )

 

 

در قسمت قبلی این مطلب به برتری هوایی و دریایی ایالات متحده بر اتحاد شوروی اشاره شد. پس از پایان جنگ دوم روس‌ها به دلیل محدودیت‌های ناشی از موقعیت جغرافیایی و اولویت‌های اقتصادی-امنیتی ناشی از موقعیت خود به عنوان قدرتی با مرزهای زمینی بسیار طولانی، ناچار بودند برتری دریایی رقیب را پذیرفته و صرفا از طریق ابزارهایی چون زیردریایی و موشک‌های ضد کشتی دوربرد، این فاصله را تخفیف دهند. اما برتری هوایی آمریکا و متحدانش به هیچ‌وجه برای آنها قابل تحمل نبود. قدرت هوایی در تمام عرصه‌های نبرد، چه زمین و چه دریا و چه در مرزها و یا در عمق قلمرو سرزمینی، می‌توانست حضوری فائق و تعیین کننده داشته باشد. استراتژی آمریکایی‌ها کسب برتری هوایی بود، به گونه‌ای که بار نیروی زمینی سبک شود، در مقابل روس ها می خواستند به توازن نسبی قدرت هوایی دست یابند تا برتری کمی آنها در نیروی زمینی به برتری نظامی در اروپا منجر شود. برای این منظور روس‌ها حجم بزرگی از منابعشان را به تشکیل نیروی بزرگ پدافند هوایی مرکب از جنگنده-رهگیرها و پدافند زمین پایه اختصاص دادند.

 

روس ها می دانستند که برای امنیت آسمان نمی توان در درجه اول به توپ های ضدهوایی تکیه کرد. جنگ دوم نشان داده بود که به طور میانگین برای سرنگونی هر هواپیمای دشمن به شلیک نوزده هزار گلوله نیاز است. در دهه سی میلادی دانشمندان روسی روی راکت های بدون هدایت ضدهواپیما کار کرده بودند. پس از جنگ این راکت ها آزمایش شدند، اما نتیجه اصلا رضایت بخش نبود. در نتیجه روس ها سراغ مدارک تحقیقاتی بدست آمده از برنامه‌های آلمان نازی برای ساخت راکت ضدهواپیما موسوم به پروژه اچ‌اس-117 رفتند و این مدارک را پایه ساخت اولین موشک‌های ضدهواپیمای خود قرار دادند. مهمترین دغدغه روس‌ها مقابله با بمب افکن‌ها و هواپیماهای شناسایی ایالات‌متحده در ارتفاع بالا بود.

 

اولین موشک پدافندی شوروی اس-25 یا نام ناتو آن سام-1 بود، که با فشار استالین با عجله ساخته شد و دورتا دور مسکو را بوسیله آن پوشاندند. خروشچف در خاطراتش به خوشبینی نسنجیده استالین و برخی نظامیان شوروی اشاره می‌کند که گمان می‌کردند با این موشک جدید، آسمان مسکو را ایمن کرده اند. واقعیت آن است که سام-1 موشک ضعیف و ناموفقی بود، موشکی سنگین، بدون انعطاف و فاقد سرعت لازم بود که عملا برد و ارتفاع مناسبش را بی اثر می‌کرد. در دو یا سه مورد هم که در کرانه‌های شرقی شوروی به سوی بی-29 ها و هواپیماهای شناسایی آمریکایی شلیک شد، موفقیتی به دست نیاورد.

 

روس‌ها به تلاش خود ادامه دادند و در سال 1957 موشک موفق و تاثیرگذار اس-75 یا سام-2 را تولید نمودند. سام-2 یک موشک راداری غیرفعال دو مرحله ای بود که برای مقابله با هواپیماهای دارای مسیر پرواز نسبتا یکنواخت در ارتفاع بالا ساخته شده بود. موتور کمکی موشک که از سوخت جامد استفاده می‌کرد 4/5 ثانیه پس از شلیک  از موشک جدا می‌شد. در طول پرواز موشک، کامپیوتر کنترل آتش زمینی اطلاعات لازم از موشک و هدف را از رادار زمینی که هردو را ردیابی می‌کرد، دریافت می نمود و بطور مداوم فرامین لازم جهت هدایت موشک به سوی هدف را از طریق امواج رادیویی به موشک ارسال می کند. با دریافت فرامین توسط آنتن‌های گیرنده، موشک با استفاده از سطوح کنترل و بالک‌هایش، خود را در مسیر مناسب نسبت به هدف قرار می دهد. موتور اصلی موشک که از سوخت مایع استفاده می کند، تنها 22 ثانیه فعال بوده در این مدت سرعت موشک را به 3/5 ماخ می رساند و سر جنگی به صورت مجاورتی، اصابت یا سیگنال فرمان رادیویی عمل می‌نماید. موشک غیر فعال بوده، فاقد کاوشگر یا رادار در کلاهک خود می باشد و بنابراین ارتباط آن با رادار زمینی سکوی پرتاب باید از آغاز تا پایان پرواز برقرار باشد.

 

موشک سام-2، نخستین موشک زمین به هوای تاریخ بود که توانست یک هواپیما را سرنگون سازد. در اکتبر 1959 یک گردان موشک سام-2 مستقر در خاک چین با شلیک سه موشک موفق شد یک هواپیمای آر بی-57 کانبرای ارتش تایوان را در ارتفاع 20 کیلومتری ساقط نماید. اما موفقیت اصلی سام-2 که ارزش سیاسی و راهبردی ویژه ای داشت، چند ماه بعد در اول می 1960 روی داد. زمانی که یک رگبار آتش ده فروندی سام-2 توانست هواپیمای جاسوسی یو-2 آمریکا را در عمق خاک شوروی سرنگون سازد. شوروی‌ها سال‌ها در تلاش بودند تا توانایی هدف قراردادن یو-2 های بلندپرواز و دسترسی ناپذیر را بدست آورند. حضور بی دردسر دشمن بر فراز آسمان شوروی سال‌ها مایه تحقیر و آزردگی روس‌ها بود، اما آنها بالاخره عزت نفس خود را بدست آورده بودند. سام-2 توانست در سال های بعد 2 فروند یو-2 دیگر را در کوبا و چین سرنگون کند.

 

4 سال بعد در سال 1961 شوروی سیستم موشکی جدیدی به نام اس-125 یا سام-3 را وارد خدمت کرد که به عنوان مکمل سام-2 و برای پوشش ارتفاع متوسط و پایین طراحی شده بود. سام-3 از همان سیستم دستوری یا هدایت در خط  دید رادار سام-2 بهره‌مند بود. ساخت چنین سیستمی ناشی از ضرورتی بود که در نتیجه ورود به میدان هواپیماهایی مانند اف-4 فانتوم و ای-4 اسکای هاوک  که نسبت به بمب‌افکن ها خیلی کوچکتر بودند و با اتکا این موضوع و نیز سرعت بیشتر خود در ارتفاعات پایین تر از بمب‌افکن‌ها دست به حمله می‌زدند، ایجاد شده بود.

 

جنگ ویتنام میدان آزمایشی برای سیستم‌ سام-2  در مقابل پیشرفته‌ترین جنگنده بمب‌افکن‌ها و فن‌آوری‌های هوایی آمریکا فراهم کرد. ویتنام شمالی از آغاز سال 1966 استفاده از سکوهای عملیاتی سام-2 خود را آغاز کرد و نخستین شکار آنها هم یک اف-105 تاندرچیف بود. در یکسال نخست نبرد سام-2 توانست بین 12 تا 15 هواپیمای آمریکایی را سرنگون کند. بطور میانگین برای شکار هر هواپیمای آمریکایی 17 موشک شلیک شده بود که اگر چه زیاد به نظر می‌رسد اما نباید فراموش کرد که ارزش یک فروند فانتوم اف-4 یا یک اف-105 بیشتر از 17 موشک سام-2 بود. خلبانان آمریکایی که بر اساس تجربه جنگ کره، راه گریز از توپخانه ضدهوایی را صعود به ارتفاع بالا می‌دیدند، با این مسئله روبرو شدند که در ارتفاع بالا خطری به نام سام-2 وجود دارد.

 

چاره‌جویی‌های آمریکایی ها در مقابل این سلاح جدید، منجر به طراحی و ساخت سلاح های جدید دیگری شد: هواپیمای جنگ الکترونیک و موشک ضد رادار. آمریکایی‌ها با ایجاد تغییراتی روی هواپیماهای ای-3 و ای-6 خود آنها را به هواپیمای جنگ الکترونیک تبدیل کردند. از آنجا که پادهای موثر جنگ الکترونیک بزرگتر از آن بود که جنگنده های معمولی بتوانند آنها را در کنار دیگر محموله های خود حمل نمایند، نیاز به هواپیمای تخصصی جنگ الکترونیک احساس می شد. این هواپیماها قادر بودند علاوه بر کشف محل رادار دشمن، بر روی آن پارازیت انداخته و کارکرد معمول آن را مختل نمایند. هدف اصلی هواپیماهای جنگ الکترونیک ای-3 و ای-6 گراولر قطع رابطه امواج رادیویی میان رادار مبدا و موشک‌های شلیک شده بود. در این حالت موشک سردرگم شده و نمی توانست هدف اصلی را پیدا کند.

 

سلاح دیگری که مکمل هواپیمای جنگ الکترونیک به شمار می رفت، موشک ضد رادار بود. موشک ضد رادار ای جی‌ام-45 شرایک که از سال 1966 در ویتنام عملیاتی شد، در کلاهک خود دارای یک رادار کوچک پسیو آشیانه یاب بود که امواج رادارهای زمینی دشمن را ردیابی کرده و موشک را به سمت منبع امواج که دیش رادار بود هدایت کرده و آن را منهدم می‌ساخت.از آنجا که هواپیمای جنگ الکترونیک دارای سامانه های باارزش و گران قیمتی بود، باید به شدت از آن حفاظت می‌شد اما در آن زمان هنوز هواپیمای جنگ الکترونیک دورایستا توسعه نیافته بود و هواپیما ناچار بود در برد رادار و موشک سام-2 قرار گیرد، بنابراین در تمام ماموریت های ضد رادار در ویتنام هواپیمای جنگ الکترونیک در کنار هواپیمای حامل موشک ضد رادر به صورت تیمی وارد عمل می شدند. موشک شرایک بیشتر از برد 25 کیلومتری نمی‌توانست روی رادار دشمن قفل کند، در حالی که برد آتش سام-2 به 45 کیلومتر می رسید. به همین سبب ماموریت های ضد رادار خطرناکترین ماموریت‌های هوایی در ویتنام بود و تنها به زبده‌ترین خلبانان محول می‌گردید.

 

عملکرد شرایک ایده آل نبود و درصد موفقیت آن از 25 درصد فراتر نمی‌رفت. به همین دلیل آمریکاییها به سرعت یک نمونه ضد رادار از موشک استاندارد به نام ای جی‌ام-78 را وارد میدان کردند که بسیار بزرگتر و سنگین تر از شرایک به شمار می‌رفت و قادر بود از 70 کیلومتری روی رادار دشمن قفل کند. به لیل قیمت خیلی گران استاندارد نسبت به شرایک، این دو موشک همراه یکدیگر به کار گرفته می‌شدند و معمولا هواپیماهایی مانند اف-105 هر دو در کنار هم حمل می‌کردند. به کارگیری این سلاح ها و تدابیر جدید تاثیر موشک های سام-2 را به شدت کاهش داد. پس از 1968 سام-2 دیگر یک سلاح خطرناک محسوب نمی شد و در سال های آخر جنگ به ندرت هواپیمایی به وسیله آن هدف قرار می‌گرفت.

 

روس ها که این رویدادها را به دقت زیر نظر داشتند، از چند سال قبل کار توسعه نسل جدید موشک‌های پدافندی خود را آغاز کرده بودند. نسل جدید موشک‌های پدافندی شوروی شامل سامانه های ارتفاع بالای سام-4 و سام-5، سامانه ارتفاع متوسط سام-6 و سامانه‌های ارتفاع پایین سام-9 و زد-اس-یو 23 شیلکا بود.تنوع این سامانه‌ها بیش از هر چیز نشان دهنده سرمایه‌گذاری عظیم روس‌ها در پدافند هوایی زمین پایه و اهمیت فوق‌العاده این رسته نظامی برای آنان بود. در نگاهی کلی به مجموع این سامانه ها تغییرات اصلی فن آوری-تاکتیکی به چشم می خورد. اول اینکه به جز سامانه سام-5، بقیه سامانه‌ها برای نخستین بار با پرتابگرهای متحرک عرضه شده‌اند. به این شکل که پرتابگر بر روی یک خودرو زرهی  تعبیه شده و برخلاف سیستم سام-2 که دارای پرتابگر ثابت و بنابراین حمل و نقلش کند و دشوار بود، می توانست به آسانی و با سرعت نسبتا زیاد جابه جا شود. این قابلیت تا حدودی به ایمنی نسبی سامانه در مقابل حملات هوایی کمک می‌کرد.

 

روس‌ها از یکسو پس از تجربه سال‌های آغازین جنگ ویتنام به ضرورت حفاظت بیشتر از سامانه های پدافندی در مقبل تدابیر متقابل الکترونیکی و موشک های ضد رادار پی برده بودند و از سوی دیگر تجربه شکست سنگین نیروهای هوایی مصر و سوریه در جنگ 1967، اهمیت پدافند در ارتفاع پایین و بسیار پایین و نیز ضرورت تحرک هر چه بیشتر واحدهای پدافند در میدان نبرد و در هماهنگی با دیگر نیروها را به روشنی اثبات کرده بود. در گذشته روس‌ها پدافند ارتفاع پایین و بسیار پایین را توپ های ضدهوایی واگذار کرده بودند، اما اکنون به این نتیجه رسیده بودند که حرکت به سمت یک سیستم هماهنگ و چند لایه دفاع موشکی-الکترونیکی ضروری است. در جنگ شش روزه 1967 جنگنده های اسرائیلی در ارتفاعی پایین تر از محدوده پوشش رادارهای مصری، بدون هیچ آسیبی از روی سر سکوهای سام-2 سوری و مصری گذشته و در ارتفاع بسیار پایین هواپیماهای نظامی اعراب را روی باند منهدم کردند. از سوی دیگر روس‌ها با نگرانی پروژه امریکاییها را برای ساختن بمب‌افکن استراتژیکی که بتواند در ارتفاع بسیار پایین یعنی تقریبا در حد ارتفاع تیرهای برق به عمق خاک شوروی نفوذ کند، زیر نظر داشتند.

 

برای مقابله با جنگ الکترونیک و موشک‌‌های ضد رادار، متخصصان شوروی دو نوآوری فنی جدید عرضه کردند. اول اینکه به جای سیستم دستوری هدایت در خط دید رادار با موشک‌های غیر فعال که در موشک‌های سام-2 و 3 بکار رفته بود، سیستم جدید هدایت راداری نیمه فعال را طراحی کردند که در آن موشک در کلاهک خود به یک گیرنده کوچک امواج مجهز بود که در بخش انتهایی مسیر می‌توانست امواج بازتاب یافته از هدف را دریافت کند و مسافت باقیمانده را مستقل از هدایت رادار مبدا به سمت هدف پیش رود. نتیجه مهم این نوآوری آن بود که دشمن شانس و زمان کمتری برای اخلال الکترونیک در رادار مبدا و قطع ارتباط آن با موشک پدافندی در اختیار داشت. سامانه‌های سام-4، 5 و 6 همگی از این فن آوری جدید استفاده می کردند. نوآوری دوم اضافه کردن سیستم الکترواپتیکی یا هدایت تلویزیونی در سامانه های سام 4 و 6 بود که این امکان را فراهم می کرد که در شرایط آلوده به جنگ الکترونیک، سامانه بتواند به فعالیت خود البته با برد کمتر ادامه دهد.

 

ابتکار دیگری که برای مقابله با جنگ الکترونیک در این سامانه های جدید به کار رفته بود، امکان تغییر فرکانس یا باند رادیو الکترونیک بود، در حالی که سامانه سام-2 تنها در یک فرکانس به هدایت موشک خود اقدام می‌کرد. به علاوه در سامانه های جدید سام-4 و به خصوص سام-5 برد عملیاتی چه در مورد رادار هشدار و کشف و چه در مورد برد رادار درگیری و موشک به میزان چشمگیری افزایش یافته بود. همچنین رادارهای این سیستم‌ها قابلیت متصل شدن به یکدیگر و عملکرد شبکه‌ای را دارا بودند. مثلا سامانه سام-6 را که در مدلهای اولیه دارای برد کشف 63 کیلومتر و برد و ارتفاع آتش به ترتیب 22 و 7 کیلومتری بود، می شد به رادار کشف سامانه سام-4 با برد بیش از 250 کیلومتر متصل نمود.

 

در کنار اینها طراحی سیستم پدافند راداری موشکی و توپخانه‌ای در قالب سامانه‌های سام-9 گاسکین و زد اس یو-23 شیلکا در پدیده‌ای کاملا جدید و انقلابی بود. طراحان و نظریه پردازان ارتش شوروی به دقت روند نبرد یالات متحده و انگلستان با آلمان نازی در غرب اروپا را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده بودند که اصلی ترین عامل پیروزی متفقین حضور پر حجم و قدرتمند انبوه هواپیماهای تهاجمی و پشتیبانی نزدیک آنها بر فراز جبهه ها بوده‌است. در شرایطی که نیروی هوایی آلمان تقریبا آسمان را ترک گفته بود و نازیها هم پدافند زمینی جبهه‌ای چندان قدرتمندی نداشتند، دسته های پر تعداد هلکت ها، ماستانگ‌ها، پی-38‌ها، موسکیتوها و… دائما به ستون‌های زرهی و مکانیزه آلمانی حمله کرده و تلفات سنگینی به بار می‌آوردند. از سوی دیگر در میانه دهه شصت روس‌ها شاهد نقش آفرینی گسترده سلاح جدید و تثیرگذاری به نام بالگرد در کنارهواپیماهای پشتیبانی نزدیک در ویتنام بودند. روس‌ها اطلاع داشتند که ایالات متحده برنامه‌های گسترده‌ای برای استفاده از بالگردها در نقش ضدتانک دارد. رکن اصلی قدرت‌نظامی شوروی لشکرهای زرهی و مکانیزه قدرتمند و پر تعدادش بود و می بایست به هر قیمتی از آنها محافظت می‌کرد.

 

در طراحی سامانه ارتفاع پایین سام-9 گاسکین روس‌ها از سیستم کنترل آتش جدیدی مبتنی سیستم حرارت یاب یا فرو سرخ استفاده کردند. سام-9 به یک رادار مجهز بود که صرفا نقش مسافت یاب و هشدار دهنده حمله هوایی را انجام می داد و نقشی در هدایت موشک نداشت. هدایت موشک به صورت حرارت یابی غیر فعال صورت می‌گرفت. در ارتفاع و برد کم استفاده از سامانه فرو سرخ به صرفه تر و مفیدتر از سامانه راداری است. سام-9 دارای برد آتش 4200 متر و ارتفاع درگیری 3500 متر بود. این سامانه بر روی خودروی بسیار کوچک و سریع بی‌آردی ام-2 نصب شده بود که قابلیت عبور از آب و زمین‌های سخت را داشت و می‌توانست در همه‌ی موقعیت ها نیروهای مکانیزه را همراهی نماید.

 

سلاحی که باید گاسکین را تکمیل می‌کرد، زد اس یو-23 شیلکا بود، یک سیستم خودکششی توپخانه ضد هوایی چهار لول 23 میلیمتری که توسط یک رادار کوچک هدف یابی می‌کرد. این رادار کوچک که کار کشف و درگیری را همزمان انجام می داد، گان‌دیش نام داشت و دارای برد کشف بیست کیلومتر و به یک رایانه آنالوگ در درون خودرو متصل بود. شیلکا همچنین به یک سامانه پایدار ساز مجهز بود که از طریق یک ژیروسکوپ افقی این امکان را فراهم می‌کرد تا علیرغم وجود پستی و بلندی های زمین، شیلکا بتواند آنتن رادار و توپ خود را به سمت هدف نگه دارد. به این ترتیب شیلکا از امکان شلیک در حال حرکت هم برخوردار می شد. شیلکا همچنین مجهز به یک سایت اپتیکی بود که در صورت از کار افتادن رادار از آن استفاده می شد. برد آتش موثر شیلکا با رادار به سه کیلومتر و با سایت اپتیکی نزدیک به 2500 متر بود. فاصله زمانی میان هدفیابی اولیه تا زمان قفل بر روی هدف در شرایط ایده‌آل یعنی با وجود خدمه ماهر و با تجربه، 6 ثانیه است. اما آزمایش‌های ارتش آمریکا روی شیلکاهای به غنیمت گرفته شده نشان می دهد که در صورت استفاده از خدمه با مهارت متوسط این زمان تا 30 ثانیه به طول می انجامد. این مدت زمان بسیار تعیین کننده است، چرا که برای یک جنگنده بمب‌افکن معمولی با سرعت 725 کیلومتر بر ساعت، حدود 25 ثانیه طول می کشد تا از منطقه مرگبار شیلکا که دایره ای به قطر 5 کیلومتر است، عبور کند. شیلکا سلاح بسیار کارامدی از آب درامد و به راستی یکی از ستاره‌های درخشان صنایع نظامی شوروی بود، این سلاح تا اواسط دهه هفتاد میلادی موجب نگرانی و وحشت خلبانان بلوک غرب بود.

 

دکترین پدافند ارتفاع بسیار پایین در ارتش شوروی به این ترتیب بود که هر هنگ زرهی یا مکانیزه باید به یک گردان ضد هوایی مجهز باشد که هر گردان به دو گروهان که هر یک چهار خودروی پدافندی در اختیار داشتند، تقسیم می شد. از اواخر دهه شصت میلادی یکی از گروهان های هر گردان به شیلکا و دیگری به سام-9 گاسکین مجهز می‌شدند. بنابراین هر لشکر که بطور متوسط متشکل از 6 هنگ بود، به 48 دستگاه خودروی پدافند هوایی راداری/فروسرخ  مجهز بود.این رقم نشان دهنده سرمایه گذاری عظیم و پرهزینه روس‌ها در زمینه پدافند هوایی جبهه‌ای و نوع نگاه آنها به نبرد احتمالی آینده در اروپای شرقی و مرکزی بود. پس از 1968 شوروی ها دیگر پدافند هوایی ویتنام را ارتقا نداده و نسل جدید سلاح های پدافندی خود را در اختیار هانوی قرار ندادند. علت فراهم کردن زمینه سیاسی لازم برای تنش زدایی با آمریکا و معاهده کنترل تسلیحات 1972 بود که مسکو علاقه زیادی بدان داشت. بنابراین آمریکاییها تا زمان جنگ اکتبر 1973 اعراب-اسرائیل شناخت چندانی از سامانه‌های پدافندی جدید شوروی نداشتند.

 

در قسمت بعدی این مجموعه مقاله پدافند هواپایه یعنی نیروی شکاری رهگیر شوروی را مورد بررسی قرار خواهیم داد و به چاره جویی‌ها و نوآوری های فنی نظامی متقابل ایالات متحده در عرصه هوافضا نیز خواهیم پرداخت.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s